تاریخ انتشار: ۱۱:۲۴ - ۰۸ مهر ۱۳۹۶
کد خبر: ۹۰۸
تعداد بازدید: ۶۶۵
تعداد نظرات: ۲ نظر
گفت‌وگو با مهتدی در قسمت سوم برنامه هاکریا2040:
حملات اسرائیل به جنوب لبنان و به راه انداختن جنگ در سوریه برای ضربه زدن به محور مقاومت بوده است؛ چراکه می‌خواهند مانع از این شوند که سوریه حلقه اتصال بین ایران و مقاومت باشد.
هاکریا2040: در قسمت سوم از مجموعه «هاکریا 2040» میزبان دکتر محمدعلی مهتدی پژوهشگر ارشد پژوهشکده مطالعات خاورمیانه بودیم. وی درباره استراتژی «اتحاد پیرامونی» بن¬گورین اولین نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی که شامل ایران، ترکیه و اتیوپی در جهت کاستن فشارها از روی اسرائیل و مهار اعراب پیش از انقلاب اسلامی بود سخن گفت، اتحادی که بعد از به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی در ایران مضمحل شد اما امروز به شکل دیگری و با وجود برخی کشورهای عربی در کنار اسرائیل در حال شکل¬گیری است. وی معتقد است این کشورها دچار اشتباه استراتژیک هستند؛ چرا که اسرائیل روزی به سراغ خود آن¬ها نیز خواهد رفت. متن این گفت¬وگوی را در زیر بخوانید:

مجری: آقای مهتدی براساس نظر بسیاری از کارشناسان روابط نزدیک ایران و اسرائیل قبل از انقلاب بر اساس یک استراتژی بود به نام استراتژی «اتحاد پیرامونی» این استراتژی چگونه شکل گرفت؟

مهتدی: این معروف است به داکترین مرکز و پیرامون معروف بن¬گورین اولین نخست¬وزیر رژیم صهیونیستی از حزب کار. جوهر این داکترین این بود که چون کشورهای عربی اسرائیل را در محاصره داشند و در آن زمان استراتژی جهان عرب بازپس¬گیری کل فلسطین و نابود کردن اسرائیل بود و فشاری روی اسرائیل وارد می¬آمد بنابراین بن¬گورین تصمیم گرفت یک حلقه دور کشورهای عربی از کشورهای غیر عربی ایجاد کند. در شمال ترکیه بود در سمت شرق ایران بود و در جنوب هم در قاره آفریقا کشور اتیوپی یا حبشه بود. بن¬گورین ارتباط برقرار کرد و پیمانی با این سه کشور با کمک آمریکا برقرار کرد تا از فشار کشورهای عربی کاسته شود.

مجری: علت انتخاب این کشورها چه بود یعنی ایران، ترکیه و اتیوپی؟

مهتدی: در منطقه اگر کشورهای عربی را در نظر بگیریم این سه کشورها تنها کشورهایی بودند که قدرتمند بودند و می¬توانستند نقش بازی کنند. کشورهایی که با کشورهای عربی مرز مشترک داشتند و می¬توانستند نقش ایفا کنند همین سه کشور بودند و کشورهایی مثل هند و پاکستان جایگاهی نداشتند در آن زمان. البته اتیوپی در جنوب صحرای بزرگ آفریقا است اما چون در شمال آفریقا کشورهای عرب و در شرق هم مصر و سودان بود اتیوپی می¬توانست فشاری محسوب شود بر روی کشورهای عربی. اما ایران به خاطر موقعیت ژئوپلیتیک و با توجه به اینکه سواحل زیادی در خلیج فارس دارد و همچنین کشورهای عربی که در آن سوی خلیج حضور داشتند و از سویی دیگر مرز مشترک بسیار زیاد با عراق در آن زمان می¬توانست نقش مهمی ایفا کند. هرچند ترکیه هم در شمال با دو کشور سوریه و عراق مرز مشترک دارد اما امکاناتی که ایران داشته و دارد به مراتب بیشتر از ترکیه است گرچه بن¬گورین سعی کرد این سه کشور را به عنوان دایره پیرامون جهان عرب در نظر بگیرد برای محاصره کردن جهان عرب اما نقش اصلی را ایران بازی کرد.

مجری: پس می¬توانیم بگوییم که ایران حلقه اصلی استراتژی بوده است؟

مهتدی: بله اگر بخواهیم بین این سه کشور مقایسه کنیم می¬بینیم ایران بیشترین عناصر را برای اجرای این استراتژی را دارند.

مجری: بعد از استراتژی اتحاد پیرامونی دو تا طرح از سوی اسرائیلی¬ها مطرح شد، اولی طرح ترایدنت بود که یک همکاری اطلاعاتی بین سه دستگاه اطلاعاتی بود، اسرائیل، ترکیه و ایران. یعنی دستگاه ساواک، میت ترکیه و موساد. بعد از این طرح یک طرح دیگری مطرح شد با نام کریستال که یک همکاری مشترک بود بین ساواک و موساد آیا این دو طرح را هم می¬توانیم در راستای اتحاد پیرامونی بیاوریم یا خیر؟


مهتدی: بله اگر بخواهیم ابعاد مختلف این داکترین را در این سه کشور را بررسی کنیم می¬بینیم زمینه¬های مختلفی را در بر می¬گیرد. مساله فقط همکاری اطلاعاتی نیست بلکه عوامل صهیونیستی در تاروپود کشور نفوذ می¬کنند و شامل ارتش و اقتصاد و فرهنگ و غیره می¬شود. و این سه کشور به خصوص ایران به عنوان دشمن جهان عرب در همه زمینه¬ها در کنار رژیم صهیونیستی نقش ایفا می¬کند.

مجری: اینکه گفتید در عرصه¬های فرهنگی و اقتصادی یا در ارتش نفوذ و همکاری میان اسرائیل و ایران بوده می¬توانید مصداقی هم برای آن ذکر بفرمایید؟

مهتدی: بله، اولاً در ارتش ایران در آن زمان مشاوران اسرائیلی در کنار افسران ایرانی حضور داشتند و سلاح-هایی به ایران منتقل شد که مهمترین آن¬ها «اوزی» یا همان «یوزی» بود که یک تیربار در جنگ علیه تروریسم این سلاح بسیار کارایی داشت. در ارتش ایران از آنجایی که هر ارتشی عقیده¬ای باید داشته باشد و دشمن برای آن ارتش باید مشخص باشد تا افراد بر اساس آن دشمن آموزش ببینند. در چارچوب بن¬گورین اینگونه تبلیغ می¬شد که دشمن ایرانی¬ها، اعراب هستند نه هیچ کشور دیگری.

مجری: مستندی هم در این باره وجود دارد؟

مهتدی: بله من خودم در دو سال خدمت سربازی قبل از انقلاب در سال¬های آخر دهه چهل شاهد بودم که در ارتش شاه اسرائیلی¬ها وجود داشتند و دشمن همیشه اعراب بودند حتی در یادگیری جنگ سرنیزه که گروه باید پیشروی می¬کرد تا به دشمن فرضی برسد و سرنیزه را در قلب سرباز دشمن فرو کند آن سرباز دشمن یک عرب بود و در همه سربازخانه¬ها چنین آموزش داده می¬شد که با این سرنیزه شما اعراب را می¬کشید. این مساله مهم بود. البته این ابعاد فرهنگی هم داشت در 1957 یعنی یک سال بعد از جنگ سوئز بن گورین نامه-ای به محمدرضاشاه نوشت که ادبیاتی در این نامه انتخاب شده بود که من متن انگلیسی را خواندم و اگر بخواهم خلاصه¬ای از آن بگویم این بود که در آن نوشته شده بود «اعلاحضرات این ملتی که از یهود مانده باقی¬مانده شش میلیون یهودی هستند که در کوره¬های آدم¬سوزی سوزانده شدند و این¬ها قرار هست نسل خود را حفظ کنند.» بعد اشاره کرد به کورورش که یهودی¬ها را آزاد کرد و آن¬ها معتقدند که یهوه با غیره یهودیان صحبت نمی¬کند و تنها کورورش را به عنوان یک غیر یهودی قبول دارد بنابراین خواست که همچون کورورش که یهودی¬ها را از زندان بابل آزاد کرد و آن¬ها را به اورشلیم بازگرداند و تورات را بنویسند انتظار داریم که شما هم به پیروی از کورورش کمک کنیم که این ملت زنده بماند. با این ادبیات محمدرضاشاه که بسیار خودبین و خودشیفته بود تحت تأثیر این ادبیات قرار گرفت بعلاوه اینکه این در چارچوب استراتژی آمریکا هم قرار داشت و آن زمان بود که بریتانیا آماده می¬شد که از شرق سوئز خارج شود و از قدرت بریتانیا کاسته می¬شد و امریکا بعد از جنگ دوم جهانی و طرح مارشال جای نفوذ انگلستان را می¬گرفت. لذا شاه دستور داد این اجرا شود بنابراین می¬بینیم که در همه حوزه¬ها در ایران رد پای اسرائیل است. ساواک آموزش دیده موساد و سی¬آی¬ای بود و سمینارهای مشترک می¬گذاشند و همین سه کشور ایران، ترکیه و اتیوپی سمینارهای مشترکی داشتند درباره بحث¬های امنیتی و دادن آموزش¬های جدید به مسئولان امنیتی ایران، ترکیه و اتیوپی. در آن زمان عدنان مندرس نخست وزیر ترکیه بود و بن¬گورین همان نامه¬ای را که به شاه فرستاد شبیه آن را برای عدنان مندرس فرستاد و عین این نامه را برای شاه حبشه فرستاد. حتی من یادم هست بین این سه کشور در آن زمان دیدارهایی صورت گرفت برای هماهنگ کردن مسائل در جهت حمایت از اسرائیل و علیه اسرائیل. سوالی که مطرح کردید که چه تفاوتی میان ترکیه و ایران بود، باید گفت در ترکیه یک نوع دموکراسی بود و دیدیم که خود عدنان مندرس ضمن اینکه در چارچوب این داکترین خیلی خوب به سود اسرائیل عمل کرد اما به محض اینکه عدنان به سمت شوروی متمایل شد و خواست که از آن¬ها وام بگیرد دیدیم که عدنان مندرس را از بین بردند. اما در ایران شاه، ارتش و ساواک قدرتی محسوب می¬شدند که به گمان آمریکا و اسرائیل کسی نمی¬تواند در مقابل این¬ها عمل کند بنابراین در داخل ایران خیالشان راحت بود. اسرائیل برای نفوذ در خیلی از کشورها مساله همین پیشرفت¬ها و مطالعات مربوط به کشاورزی مدرن بود. مثل آبیاری قطره¬ای که اختراع اسرائیلی¬ها بود و از این طریق ورود پیدا کردند به بسیاری از کشورها. چون در سرزمین¬های اشغالی مهمترین مشکل کمبود منابع آب است حتی در لبنان، سوریه، اردن و فلسطین. بنابراین آن¬ها روی استفاده بهینه مطالعات زیادی کردند. در ایران هم آمدند برای اینکه نشان دهند به کشاورزی ایران علاقمند هستند منطقه کشاورزی نمونه در دشت قزوین بود که منطقه بسیار وسیعی گرفتند و شروع کردن به کشاورزی.

مجری: غیر از این کشورهایی که شما به آن¬ها اشاره کردید طرف¬های کوچکتری مثل اقوام و قوم¬ها در این استراتژی بودند یا نه چون اسنادی وجود دارد که کردهای عراق و مارونی¬های لبنان به نفع اسرائیل عمل می¬کردند یعنی در کنار ایران، ترکیه و اتیوپی،‌کردهای عراق و مارونی هم فعالیت می¬کردند این وجود داشته یا خیر؟

مهتدی: بله وجود داشته اما نمی¬دانم که بشود آن¬را در چارچوب استراتژی اتحاد پیرامونی مطرح کرد یا نه؛ اما از آنجایی که رژیم صهیونیستی تنها رژیمی است که بر اساس آمیخته¬ای از قومیت و مذهب به وجود آمده و نمی¬شود این رژیم را دموکراتیک فرض کرد چون اساساً آنجا چیزی به عنوان شهروند وجود ندارد لذا اسرائیلی¬ها از همان اول در این فکر بودند که باید کشورهای کوچکی براساس وابستگی¬های قومی و مذهبی ایجاد کنند بنابراین یکی روی مارونی¬های لبنان حساب می¬کردند برای تجزیه لبنان که این با آغاز جنگ داخلی لبنان در 1975 همان زمان امام موسی صدر هشدار داد که این جنگ داخلی به سود اسرائیل و طرح هنری کسینجر و هدف تجزیه لبنان است به دولت¬های کوچک براساس وابستگی¬های قومی و مذهبی. درمورد عراق و سوریه هم چون دو کشور مهم منطقه بودند که می¬توانستند در مبارزه با اسرائیل نقش داشته باشند اسرائیلی¬های تصمیم گرفتند از مساله کردها استفاده کنند. همان زمان ارتباطاتی بود با مرحوم ملامصطفی بارزانی که سفرهایی هم انجام شد. در کل اسرایئل برای توجیه حضور خود در منطقه سعی می¬کرد اقلیت¬ها در منطقه تحریک کند برای جدا شد و ایجاد واحدهای مستقل سیاسی تا هم وجود خود را در منطقه توجیه کند به عنوان یک موجودیت سیاسی و هم اینکه زمانی که اقلیت¬ها تحریک شوند علیه اکثریت، درگیری ایجاد می¬شود و این درگیری موجب ضعف کشورها خواهد بود و اگر اقلیت¬ها بتوانند کشوری هم ایجاد کنند همیشه با اکثریت دعوا خواهند داشت و اسرائیل می¬توانست خود را به عنوان قدرتی بلامنازع مطرح کند.

مجری: به دلیل اینکه ایران محور اصلی این استراتژی بود با انقلابی که رخ داد اوضاع به کلی تغییر کرد و ایران تبدیل به دشمن اسرائیل شد، الان برخی کارشناسان معتقدند این استراتژی دوباره دارد بازتعریف می¬شود، اما اینبار اعضای این استراتژی فرق می¬کند و کشورهای عربی به ویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس جایگزین شدند. روابطی که بین اسرائیل و آل¬سعود طی سال¬های اخیر اتفاق افتاده همین مساله را می¬رساند که این استراتژی بازتعریف شده است و اگر این را قبول دارید اعضای این استراتژی چه کشورهایی می¬توانند باشند؟

مهتدی: بله همین¬طور است اما تحولاتی که ظرف این سه دهه اخیر افتاده اگر مرور کنیم می¬بینیم که بعد از انقلاب اسلامی تنها به این اکتفا نمی¬شود که داکترین بن¬گورین سقوط می¬کند بلکه جمهوری اسلامی ایران مساله فلسطین را به عنوان مهمترین مساله در سیاست خارجی خود مطرح می¬کند و آزادی فلسطین را مطرح کرده و در داخل شعار «امروز ایران، فردا فلسطین» داده می¬شود و بعد هم ایران شروع می¬کند به کمک کردن به مقامات فلسطینی. این مساله مهم است که ایرانی که این همه عناصر قدرت را در همه زمینه¬ها دارد و در کنار اسرائیل بود حالا می¬خواهد علیه اسرائیل باشد. در همان زمان هنری کسینجر دکترین دمینو را در جنگ ویتنام مطرح کرده بود که اگر بگذارند ویتنام جنوبی سقوط کند بعد  از آن نوبت کامبوج و لائوس و تایلند و غیره خواهد رسید. در این کنفرانس¬ها بررسی کردند که اگر اجازه دهند با اندیشه انقلاب اسلامی اگر یک کشور سقوط کند همه کشورها سقوط خواهند کرد لذا به این نتیجه رسیدند که باید در دو محور عمل کنند. یک محور استفاده از اختلافات مذهبی بین شیعه و سنی و دیگری استفاده از اختلافات قومی میان فارس¬ها و اعراب بود. من خودم آن زمان در بیروت و مدیر دفتر صداوسیما بودم دیدم رسانه¬ها پر شده از مقالاتی از اختلاف شیعه و سنی که دیدم از یک اتاق عملیات مشترک سرچشمه می¬گیرد و پول¬های گزافی هزینه می¬شود و می¬گفتند این انقلاب اولاً انقلاب شیعیان است و ربطی به سنی¬ها ندارد و درثانی در تاریخ ایرانی¬ها همیشه دشمن اعراب بودند و ربطی به عرب¬ها ندارد. من شاهد بودم که تلاش رسانه¬ای گسترده¬ای صورت گرفت که نشان دهند که اعراب نباید تحت تأثیر این انقلاب قرار گیرند. از آنجایی که در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، مصر را جدا کرده بودند در کمپ دیوید و خیال اسرائیل از جبهه جنوبی راحت شده بود و از آن پس تمام تلاش خود را متوجه جبهه شرقی یعنی لبنان و سوریه کرد. دیدیم حملات اسرائیل به جنوب لبنان که آنجا را اشغال کردند و الان هم جنگی که در سوریه به راه انداختند برای ضربه زدن به محور مقاومت بوده است. می¬خواهند مانع از این شوند که سوریه حلقه اتصال باشد بین ایران و مقاومت. مهمترین هم¬پیمان در این شرایط عربستان است که بقیه را هم دنبال خود می¬کشد. البته ترکیه هم دچار اشتباه شد و بعد از اینکه صفر کردن اختلاف با همسایه¬ها را به خوبی دنبال می¬کرد گمان کرد با اخوانی¬ها می¬تواند در تمام منطقه حاکم شود حتی در سوریه چون حزب عدالت و توسعه اخوانی است فکر کرد که می¬تواند آن امپراتوری عثمانی را تجدید کنند.

مجری: در یک جمعه اگر بخواهید نتیجه¬گیری کنید از این استراتژی جدید و یک راهکاری هم ارائه کنید چه می¬تواند باشد؟

مهتدی: اولاً ثابت شده اسرائیل دوست هیچ¬کس نیست حتی در حالتی که با مصر دارد اما همچنان مصری¬ها، اسرائیل را دشمن خود می¬دانند و حتی برعکس. به علت فعالیت¬هایی که اسرائیل در آفریقا انجام می¬دهد مثل سدی که در اوگاندا در حال راه¬اندازی است و در اتیوپی که این¬ها امنیت آبی مصری که وابسته به رود نیل است را تهدید می¬کند؛ یا تلاشی که اسرائیل کرد برای تجزیه سودان و جدا کردن جنوب آن از شمال سودان یا فعالیت¬هایی که علیه ارتش مصر در صحرانی سودان صورت می¬گیرد و گروه¬های تکفیری که حاضر نیستند یک گلوله به سمت اسرائیل شلیک کنند اما هر روز علیه ارتش مصر عملیات می¬کنند.

مجری: پس می¬توانیم بگوییم این استراتژی¬های فقط منافع اسرائیل را دنبال می¬کند و نه چیز دیگری.

مهتدی: دقیقاً همینگونه است. متأسفانه برخی از این کشورها تصور می¬کنند که اسرائیل می¬تواند امنیت این¬ها را در منطقه برقرار کند در صورتی که اسرائیل دشمن این¬هاست و از این¬ها استفاده ابزاری می¬¬کند و در نهایت اگر اسرائیل بتواند به موفقیت برسد که نخواهد رسید چون محور مقاومت بسیار پیروزمندانه حضور دارد در فرض محال اگر بپذیریم که اسرائیل بتواند محور مقاومت را تضعیف کند در این حالت اسرائیل به سراغ همین کشورها خواهد رفت. ما این شعارها را در دوره قدرت نومحافظه¬کاران در زمان جرج بوش دوم شنیدیم که می¬گفتند نفت در خلیج فارس و کشورهای عربی یک ماده جهانی است که درست نیست در اختیار اعراب باشد.






نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۲
انتشار یافته: ۲
ali
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۴۳ - ۱۳۹۶/۰۷/۱۵
بابت برنامه بسیار قوی و تخصصی و کامل شما رزمندگان عرصه جنگ نرم و افسران خط مقدم جنگ فرهنگی بسیار بسیار متشکر و ممنونم .. هر هفته برنامه شما را هم ظهر جمعه و هم شب تکرار آنرا می بینم و بسیار استفاده می کنم و از اینکه این چنین جوانان جسور و بی باکی در کشور عزیزم ایران وجود دارند که با قدرت در عرصه جنگ نرم و فرهنگی در حال فعالیت شبانه روزی هستند افتخار می کنم .. شما ادامه دهنده راه شهدا هستید و علمداران خط مقدم جنگ با تفکر صهیونیزم.. که با تبیین استراتژی دشمن در قالب برنامه هایی همچون هاکریا 2040 ضربه سنگین و غیر قابل جبرانی به اسرائیل بعنوان استراتژی آمریکا وارد خواهید کرد.. لطفا به بحث موساد و .. بیشتر بپردازید.. شما بهترین روش را برای نابودی دشمن پیش گرفته اید وانشاا.. پیروز و موفق خواهید شد.. این حقیر بعنوان یک متخصص در این حوزه بخوبی درک می کنم که شما بزرگواران چه کار دشواری را در پیش دارید.. و نباید در برابر فشار ها تسلیم شوید و با قدرت ادامه دهید.. یک چنین برنامه ای را نیز باید برای عربستان سعودی و آمریکا و .. بسازید تا مردم بیشتر آگاه و هوشیار و روشن شوند.. لازم است از جامعه ایرانی های اسرائیل هم بگویید .. و نقش اسرائیل در تحریم های ضد ایرانی را نیز ریشه یابی نمایید.. بسیار بسیار ممنون و متشکرم خسته نباشید
Khosrow Zanjani
|
United Kingdom
|
۲۲:۳۵ - ۱۳۹۶/۰۷/۲۰
سلام با درود فراوان
برنامه شما و از نظر مهمان گرامی شما خیلی جالب و مفید بود.
دست شما و همکاران شما درد نکند.
خدا قوت و روز و هفته خوبی داشته باشید.