تاریخ انتشار: ۱۳:۱۹ - ۰۴ شهريور ۱۳۹۶
کد خبر: ۸۸۴
تعداد بازدید: ۱۱۰۷
تعداد نظرات: ۶ نظر
وقتی روزانه هواپیمای ال آل، در فرودگاه مهرآباد تخم مرغ از اسرائیل وارد می‌کرده است نشان دهنده این است که تا چه حد اسرائیل به ایران به عنوان بازار مصرف نگاه می‌کرده است.
ابعاد و عمق ارتباط ایران و اسرائیل در زمان پهلوی هنوز کشف نشده استهاکریا2040: مهمان دومین قسمت از مجموعه «هاکریا2040» با موضوع «روابط ایران و اسرائیل در دوره پهلوی» استاد سلطان‌شاهی پژوهشگر و تاریخ‌پژوه بودکه به تبیین ماهیت روابط ایران و اسرائیل و تأثیر آن بر حوزه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی پرداخت؛ به اعتقاد وی به علت پیش بینی اسرائیل از وقوع انقلاب در ایران، آن‌ها اسناد ارتباط با ایران را به اسرائیل منتقل کردند و تاکنون عمق و ابعاد این ارتباط به علت عدم وجود این اسناد همچنان مکتوم مانده است. در ادامه می‌توانید متن این گفت‌وگو را بخوانید:

مجری: آقای سلطان شاهی، یعقوب نیمرودی طراح روابط امنیتی اسرائیل با شاه در یک مصاحبه مطبوعاتی گفته بود که اگر روزی به روزنامه‌نگاران اجازه دهند از آنچه که ما در ایران انجام داده ایم اطلاع پیدا کنند نه تنها وحشت خواهند کرد بلکه باور هم نخواهند کرد. در دوره پهلوی چه اتفاقی افتاده است که اینگونه اظهارنظری از سوی نیمرودی صورت گرفته است؟
سلطان شاهی: به نام خدا. این مطلب یعقوب نیمرودی را اولین بار من در کتاب ارتباط خطرناک اندرو و لیسلی دیدم که به صورت خیلی مفصل به بحث استراتژی پیرامونی می پردازد. این سوال را من نمی توانم جواب دهم چون هنوز نه تنها روزنامه نگاران و نه تنها پژوهشگران بلکه خیلی از مسئولین که از نزدیک شاهد رابطه ایران و اسرائیل بودند نمی توانند از عمق و ابعاد این ارتباط مطلع شوند.

مجری: یعنی هیچ سندی از آن دوران باقی نمانده است؟
سلطان شاهی: این که بگوییم هیچ سندی درست نیست بلکه برخی از اسناد در ساواک و نخست وزیری و غیره بود، مطلبی که ما توجه نداریم این است که با وقوع انقلاب، اسرائیل و مسئولین یا فعالان مامور این رژیم در ایران با اطلاع و پیش بینی از وقوع انقلاب خیلی قبل تر نسبت به جمع آوری اسناد اقدام کردند. اینها با نفوذ بر دستگاه های ذیربط همه اسناد را جارو کردند.

مجری: یعنی اسنادی که نیمرودی از آنها نام می برد در اسرائیل است نه در ایران؟!
سلطان شاهی: به نظر من اینگونه است. ما به عمق این روابط فکر کنم پی نبریم.

مجری: خودشان هم چیزی منتشر نکردند؟
سلطان شاهی: خیلی کم و محدود. مثلا دو تا کتاب هست که بعد از انقلاب منتشر شده که به یک گوشه ای از این روابط اشاره شده، کتاب «یادنامه» مئیر عزری است که 15 سال در ایران سفیر بود یکی هم کتاب شیطان کوچک شیطان بزرگ العیزر تسفریر (گیزی) نماینده اطلاعاتی موساد در ایران است که در کتابشان اشاره می کنند که وقتی خواستند کتاب را منتشر کنند بامحدودیتی از سوی سازمان های امنیتی مواجه شدند حتی مئیر عزری بسیاری از اسامی را در کتابش با علائم اختصاری ذکر می کند چون هنوز هم معتقدند که منافعی در ایران دارند و نباید سرخط افراد و جریاناتشان را لو بدهند.

مجری: چه منافعی؟
سلطان شاهی: منافع اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و غیره.

مجری: یعنی به نظر شما اسرائیل بعد از انقلاب همچنان منافع اقتصادی در ایران دارد؟
سلطان شاهی: به نظر من اینگونه است. اگر ما در واقع رابطه ایران و اسرائیل را در یک چارچوب مشخص ببینیم بنده یقین دارم اسرائیل همچنان در ایران منافع دارد و همچنان در پی آنهاست. مثلا عرض می‌کنم همین یعقوب نیمرودی ایشان کتاب در رابطه با ایران و اسرائیل دارد. بنده به اشکال مختلف دنبال این کتاب‌ها بودم، این کتاب ها عبری است. نیمرودی از بازماندگان آن افرادی است که در ایران سرخط بودند. خیلی ها مردند. نیمرودی الان سن بالایی دارد. این کتاب ها را انگلیسی منتشر نکرده و عمدا این کار را کرده چون نمی خواهد حتی مواردی که مطرح کرده است به صورت گسترده رمزگشایی شود و من یقین دارم که حتی کسانی که در این حوزه فعالیت می‌کنند هم سراغ این موضوع نرفتند که ببینند نیمرودی با اشرافی که دارد که خیلی فراتر از عزری است من علاقمند بودم ببینم در این کتابها چه گفته است و در آخرین پیگیری هایی که از یک شرکت یهودی در لس آنجلس آمریکا کردم (البته خودم نه بلکه به صورت غیرمستقیم) گفتم کتاب های نیمرودی را می خواهم. گفتند نمی توانیم.

مجری: یعنی نمی توان این کتابها را خرید؟
سلطان شاهی: من فکر می کنم که بسته به استفاده ای که ما می خواهیم بکنیم. یهودی ها اگر این تصور را داشته باشند که شما از منابعشان یک استفاده دیگری می خواهید انجام دهید راه رسیدن به این کتاب ها را می بندند. همین شرکت یهودی در لس آنجلس وقتی مطلع شده بود که حتی برخی کتب فارسی قرار است برای ایران ارسال شود، کتاب ها را نفروخت! از یک کانال دیگری حتی وقتی کتاب همین عزری که به صورت فارسی در دو مجلد منتشر شده استما با یک مصیبتی توانستیم این کتاب ها را تهیه کنیم. وقتی هم آوردیم به ایران خیلی ها مطلع نبودند.

مجری: یعنی روابط اسرائیل با ایران در دوران پهلوی هم پنهانی بوده است!

سلطان شاهی: بله اینکه پنهانی بوده یقینی است. مثلا سال 1328 وقتی روابط در هیات دولت تصویب می شود در یک دوره ی کوتاه مصدق به ظاهر این روابط می گویند قطع شده اما اسنادی وجود دارد که این تبادلات اقتصادی وجود داشته از سال 1332 روابط احیا می شود و در سال 1338 محمدرضا پهلوی در یک مصاحبه ای اعلان رسمی می کند و می گوید ما روابط داریم با اسرائیل، ولی نوع ارتباط دوفاکتو است.

مجری: از کی رسمی می شود؟
سلطان شاهی: هیچ وقت رسمی نمی شود. در آن مصاحبه هم خبرنگار اشاره می کند به شناسایی اسرائیل که محمدرضا شاه هم عنوان می کند که روابط وجود دارد. اتفاقا سال بعد مصر به علت همین تصریح محمدرضا شاه در روابط با اسرائیل، قطع رابطه می کند. محمدرضا شاه ضمن اینکه این ارتباطات را داشته و آنقدر وسیع بوده که گفته می شود تمام نخست وزیران اسرائیل تا 1979 به ایران رفت و آمد داشتند اما همه این روابط با اصرار ایران مکتوم قرار بوده است بماند.

مجری: چرا؟
سلطان شاهی: بهانه این بوده است که منافعی در فلسطین به علت حضور اتباع ایرانی داریم. اما فضای جهان اسلام را هم در نظر می گرفتند. حتی وقتی بعد از 1338 این روابط اعلام می شود خیلی از کشورهای عربی موضع گیری می کنند.

مجری: این روابط چه ابعادی داشته است؟ آیا فقط اقتصادی بوده یا روابط فرهنگی، سیاسی، امنیتی و غیره را هم شامل می شده است؟
سلطان شاهی: روابط ایران و اسرائیل یک پوسته ای داشته مثل خیلی از روابط بین کشورها، که بنابر آنچه باقی مانده تا یک حدی روشن کننده است در این پوسته روابط، ما چیز خاصی نمی بینیم. یک افت و خیزی داشته، هیچ محققی نمی تواند بنابر آنچه باقی مانده اظهارنظر قطعی کند. در حوزه های اقتصادی چیزی که باید توجه کرد این است که اسرائیلی ها با توجه به علاقمندی هایشان به مسائل مادی، ایران شده بود بازار مصرف کالاهای اسرائیلی. یک وجه دیگر روابط اقتصادی این بود که به یک نحوی ایران مصرف کننده فناوری، تلکنولوژی و تجارب اسرائیلی ها به ویژه در کشاورزی و سدسازی بود.

مجری: مردم از این کالاها خبر داشتند و می دانستند اینها تولید اسرائیل است؟ آیا روی این کالاها می نوشتند که ساخت کجاست؟
سلطان شاهی: خیلی کم! اما وقتی روزانه هواپیمای ال آل، در فرودگاه مهرآباد تخم مرغ از اسرائیل وارد می کرده است نشان دهنده این است که تا چه حد اسرائیل به ایران به عنوان بازار مصرف نگاه می کند. اسرائیل هم ضرورتا دنبال این نبود که کالاهای خود را تبلیغ کند همین که بتوانند کالاهایی که تولید کرده اند را بفروشند نفع اقتصادی داشت. این در شرایطی مهم است که اسرائیلی ها در دریای دشمنان عربی خود واقع شده بودند این را باتوجه به تحریم باید سنجید. وجه دیگر این روابط اقتصادی را باید در نفت جست. باز هم باتوجه به تحریم نفتی، اسرائیل در فضایی به سر می برد که تمام کشورهای دور و برش نفت خیز هستند و خودش تحریم است این جا نفت ایران برای اسرایئل حیاتی بود و قراردهای نفتی اسرایئل منتفع شد محرز است. در بحث های غیراقتصادی، ما یک بحث سیاسی و یک بحث نظامی امنیتی داریم و یک بحث فرهنگی. قبل از اینکه به این موضوعات بپردازم دو مقدمه را باید عرض کنم. یک مقدمه مربوط به بحث اقتصادی است که عرض کردم و یک مقدمه مربوط به بحث سیاسی است که می گویم. در بحث اقتصادی در آن دوره ای که اسرائیل در ایران در اوج فعالیت هایش بود نظام سلطه در پی ایجاد اصلاحات ارضی در کل دنیا بود به ویژه در دوره کندی آمریکا می خواست خیلی از کشورهای استقلال یافته بعد از جنگ جهانی دوم که می رفت این استقلال را در حوزه اقتصادی هم به دست بیاورند یک سیاستی را تحت عنوان اصلاحات ارضی دنبال کردند که کشاورزی تمام این کشورها را تحت تاثیر قرار داد و آنها را همه را به مصرف کننده تبدیل کرد. نظریه پرداز این طرح والت روستو است که یک فرد یهودی و مشاور کندی است. در ایران هم از سوی کارگزارهای وابسته و عمال اسرائیل این سیاست انجام شد. اسرائیل در ایران مجری اصلاحات ارضی بود با راه اندازی شرکت های کشت و صنعت. دوتا مطلب بگویم که شاید جالب باشد. من دو نمونه از عملکرد موثر اسرائیل در دوره پهلوی را در موضوع اصلاحات ارضی عرض می کنم؛ در خاطرات عزری به صورت شفاهی وقتی از رادیو اسرائیل گوش می کردم چون اینها در کتابش نیامده است؛ خیلی از آن مواردی که در گفتگو با رادیو اسرائیل مطرح کرده در کتابش اشاره ای نشده است. یک نمونه بحث زمین های آستان قدس رضوی بود که اینها با تولیت صحبت کرده بودند و گفته بودند ما حاضریم کل زمین های آستان قدس را ببریم زیر کشت و اگر مثلا شما از هر هکتار 10 هزار کیلو چغندرقند برداشت می کنید ما این توانایی را داریم که چهاربرابر این تولید را بدهیم و آنها باورشان نمی شد. و این امکان و اجازه تجربه را به اسرائیلی ها دادند و آنها هم انجام دادند و این باعث شده بود که خیلی از اراضی آستان و موقوفات زیر کشت روش اسرائیلی ها برود و جالب بود که اسرائیلی ها از نیروهای خودشان استفاده می کردند و این انتقال تکنولوژی و فناوری را هم ما نداریم که به ایرانی ها منتقل شود. مهندسین کشاورزی را می آوردند. حتی محمدرضاشاه در یکی از دیدارها به کشت و صنعت قزوین دیده بود یک مهندس اسرائیلی پاچه های شلوارش را بالا زده و همراه با بعضی از کارگرها دارد نظارت می کند و سوال کرده بود از آن مهندس که واقعا شما حاضرید در این سطح کار کنید؟ که آنها گفته بودند بله ما این روشمان است. اینکه خیلی از اراضی به این نحو تحت مدیریت اسرائیلی ها در آمده بود تصورم این بود که میشود مشخص کرد که کجا، به چه نحو و چه مقدار بوده است! یک فیلمی چند وقت پیش در جشنواره فجر به نمایش درآمد و خیلی اکران ضعیفی داشت چون تابلوی فیلم بحث عاشقانه بود اما محتوای فیلم اشاره داشت به روابط ایران و اسرائیل. من چون اسناد و منابع مرتبط با این موضوع را دیده بودم هیچ وقت به سندی برنخورده بودم که در دشت مغان یک شرکت کشت و صنعت اسرائیلی داشته ایم. در این فیلم به این موضوع اشاره کرده بود وقتی من با کارگردان صحبت کردم که من در سندها ندیدم شما چطور متوجه شدید؟ گفت ما هم خیلی اتفاقی با این موضوع برخوردیم و وقتی رفتیم، دیدیم چه سابقه مفصلی دارد.

مجری: نام این فیلم چیست؟

سلطان شاهی: روزگاری عشق و خیانت. چه مفصل اسرائیلی ها پژوه های سنگین کشاورزی داشتند. اما یک بحث دیگر را شروع کنیم برای مقدمه مسائل سیاسی-امنیتی. بن‌گورین وقتی که رژیم صهیونیستی تاسیس شد یک استراتژی تحت عنوان استراتژی پیرامونی را طرح ریزی کرد و گفت کشورهای همسایه ما همه عرب هستند و در بهترین حالت می توان سطح مخاصمه را کم کرد اما از بین نمی رود. لذا طی یک طرحی این را مطرح کرد که با کشورهای غیر عرب منطقه به دلیل اینکه این اشتراکات را با اعراب ندارند و مشکل هم دارند با آنها ارتباط برقرار کنیم یعنی پیرامون این کشورهای عربی لذا اسمش را هم گذاشتند دکترین پیرامونی. کشورهایی که شامل این استراتژی می شدند ایران، ترکیه، مارونی های لبنان، اکراد و غیره بودند و هنوز هم دنبال ایجاد کردستان مستقل هستند درواقع یک قومیت گرایی بدی را در منطقه دامن بزند. این استراتژی با به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی ترکیه کلید خورد و با ورود ایران این موضوع عملیاتی شد.

مجری: یعنی روابط اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل با توجه به این استراتژی چیده شده است؟

سلطان شاهی: بله.

مجری: چه مصادیقی دارد؟
سلطان شاهی: ایجاد ارتباط در تمام سطوح با عناصر همین کشورهای پیرامونی. اما روابط امنیتی و نظامی یک بخش مهمی است یکی از امکان های بی بدیلی که ایران در اختیار اسرائیل قرار داد و نشان دهنده روابط یک طرفه است ایجاد پایگاه های امنیتی لب مرزهای ایران با کشورهای عربی بود که فردوست به آن اشاره می کند در حالی که هیچ سندی و منبعی به این اشاره نکرده بودند و این پایگاه ها هم محرمانه بود. و بعد از این قضایا خود اسرائیلی ها خیلی گذرا اشاره کردند و تنها منبعی که خیلی هم اشاره دارد همین کتاب شیطان بزرگ، شیطان کوچک است که آن هم یک مقطع کوتاه قبل و بعد از انقلاب است که اصلا نمی پردازد به موضوع. این یک ضربه مهلکی است که به آرمان آزادی قدس وارد می شود وقتی خاک خود را در اختیار دشمن اعراب قرار می دهید. البته خیلی از اعراب هم نمی دانستند و بعدا متوجه شدند. در بحث نظامی اسرائیل می خواست از ایران به عنوان تقویت کننده اسرائیل استفاده کنند. یعنی تاجایی که امکان داشت از امکانات ایران در مسائل جنگی استفاده می کرد حتی نمونه هایی است که ایران اطلاعات اعراب را در اختیار اسرائیل قرار می داد. یک نکته جالب بگویم. عزری وقتی با مسئولین ایرانی صحبت می کند متوجه علاقمندی ایرانی ها به داشتن اسلحه یوزی می شود و اشتیاق به مسئولین اسرائیلی می گوید، ایرانی های یوزی را می خواهند چون خوش دست است و می خواهند به عنوان اسلحه سازمانی استفاده کنند این موضوع در سطوح مختلف اسرائیل مطرح می شود تا اینکه بحث به نخست وزیر می کشد، آنجا دیگر یک عده موافق و مخالف بودند قرار می شود که نخست وزیر درباره فروش (40 یا 400 هزار قبضه- این اشتباه در رقم از من است) تصمیم بگیرد. خود عزری استقبال می کند همین نمیرودی هم این را موفقیت می داند اما گلدا مایر می گوید یک جایی هم بگذارید نکند این اسلحه به دست مخالفین ما بیافتد در همان ایران! یعنی یک پیش بینی می کرد که یک اسلحه یوزی که خیلی هم سطح پایین است حاضر نبودند که این اسلحه را در اختیار ایران قرار دهند. عزری در همین کتابش بعد از انقلاب اسلامی می گوید ما با اشتیاق این اسلحه را فروختیم اما الان متوجه می شوم که مایر چرا آن حرف را زد و الان وقتی این اسلحه را دست پاسداران می بینم ناراحت می شوم.

مجری: رئیس وقت آمان اردیبهشت 1341 شمسی به ایران می آید و دیداری با فرماندهان ارتش و ساواک و در نهایت نخست وزیر دارد بعد از بازگشت به اسرائیل گزارشی که به گلدامایر نخست وزیر ارائه می دهد مساله ای را متذکر می شود که خیلی مهم است، می گوید درست است که با فرماندهان دیدار کردیم اما مردم ایران از اسرائیل متنفرند. مردم ایران چقدر با اسرائیل همراه بودند و آگاهی داشتند؟ و این روابط چقدر براساس نیاز و چه مقدار بر اساس فشار آمریکا بوده است؟
سلطان شاهی: درخصوص نکته اول به صورت مطلق نمی گویم مردم بی اطلاع بودند اما می دانستند که محمدرضا سر و سری با آمریکا و اسرائیل دارد و این هم مطرح شده بود که امام آنگونه موضع گیری کردند علیه اسرائیل، مردم کم اطلاع بودند الان هم کل آن ابعاد برای ما مکشوف نشده است. اما اینکه مردم موضعشان چه بوده، عزری یک اظهارنظر تاسف باری دارد در کتابش درباره چند بازی فوتبال بین ایران و اسرائیل در باشگاه امجدیه؛ یک بازی باشگاهی، یک بازی ملی و یک بازی سال 1353 بوده است (کلا از سال 48 تا 57 سه بازی داشتند) هر سه تای این بازی ها با یک تدابیر و یک پیامدهایی مواجه است. من درباره این بازیها تحقیق کردم. عزری آنجا اعتراف می کند که ما روی این موج از تنفر که علیه ماست نمی توانیم سرمایه گذاری کنیم و می گوید تعجب کردم چطور بعد از این واقعه چطور مردم نفرت خودشان را از اسراییل نشان می دادند. کلا پیش بینی اسرائیلی ها درباره وقوع انقلاب و شرایط آن درست بوده است برای همین خیلی اقدامات را به موقع کردند که عرض کردم. آن فوتبال ایران و اسرائیل فضایی بود که رژیم هم فکرش را نمی کرد حتی شایع شده بود حبیب الله القانیان 10 هزار بلیط برای یهودیان ایران خریده و می خواهد به صورت مجای به آنها بدهد که از اسرائیل حمایت کند! فکرش را هم نمی کردند مردم به صورت خودجوش حتی اجازه ندهند یک یهودی وارد ورزشگاه شود بعد از مسابقه هم با تظاهرات از خود استادیوم تا خیابان انقلاب و بعد هم با یک هدایتی که اینها در کتب خاطرات منتشر شده آمدند رفتند به سمت دفتر هواپیمایی ال آل در نجات اللهی و آنجا را تخریب کردند و خود رژیم مانده بود که چرا چنین چیزی اتفاق افتاده است.

مجری: چون بدنه همراه نبوده می توانیم بگوییم این روابط با فشار یک ضلح سومی بوده است؟
سلطان شاهی: این نیاز از سوی اسرائیل بوده است. آمریکا به یک نحوی تقویت این جریان است مثلا فردوست می گوید ما متوجه بودیم که برخی از امکانات و نیازهایی که ما از آمریکا می خواستیم آنها برای اینکه اسرائیل تقویت شود ارجاع می دادند به اسرائیل، یعنی می توانستند خودشان نیاز ما را برطرف کنند اما ما را سمت اسرائیل شیب می دادند؛ آنها هم می دانستند که در این ارتباط معذوریت داریم و می دانستیم که این ارتباط یک طرفه است اما این فضا را برای ما اینگونه فراهم کرده بودند که در مسیر تقویت اسرائیل حرکت کنیم.





نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۶
Khosrow Zanjani
|
United Kingdom
|
۱۳:۵۳ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۴
سلام با سپاس
ممنون از زحمات شما.
و ممنون از مهمان شما با متانت و بردباری اطلاعات دقیق و مفید به اطلاع عموم رساند.
در ضمن یادآوری در زمان حال هم رژیم اسرائیل و موساد با خیلی کشورها با پنهانکاری در ارتباط هستند.
حتی یک نمونه با کشور ایرلند در مورد پاسپورت جعلی برای افراد موساد در ارتباط بودند.
به هر حال دست شما و همکاران شما درد نکند.
مهدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۵۵ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۶
سلام علیکم. خواهش می کنم اصل برنامه رو هم بعد از پخش از سیما اینجا با کیفیت بالا بذارید برای دانلود. یا علی ع
حمید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۱۷ - ۱۳۹۶/۰۶/۱۱
sobhe Roshan, [۰۲.۰۹.۱۷ ۱۲:۲۶]
سلام وقتتون بخیر از قرار دادن فایل برنامه بر روی کانال سپاسگذارم. درخواست دارم فایل ها را با کیفیت MP4 و با کیفیت کمی بهتر روی سایت هم قرار دهید.من معلم هستم این فیلم ها را با ویدئو پرژکتور در کلاس درس پخش میکنم تا نوجوانان حقایق را بدانند. لطفا با کیفیت MP4 قرار دهید تا در ریزولیشن بالاتر جذابیت خود را از دست ندهد
احمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۶ - ۱۳۹۶/۰۶/۱۲
لطفأ هر قسمت از برنامه ها رو حداقل با کیفیت HD 720 قرار بدید. بالاخره هزینه ای شده، برنامه ی خوبی ساخته شده ولی به نظرم در انتشار قسمتها داره کوتاهی میشه.
hossein
|
Romania
|
۲۱:۰۳ - ۱۳۹۶/۰۶/۱۲
در صورت امکان با زبان انگلیسی نشر دهید و یا با زیرنویس پارسی
از زحمات ممنون
حمید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۱ - ۱۳۹۶/۰۶/۱۳
امکان داره موشن گرافی هایی که با عنوان "اسرائیل از درون" که در چندین قسمت و خلاصه ای از هر قسمت برنامه هاکریا هست،که به نظر تولید خود هاکریا هست را با کیفیت بالا روی کانال یا سایت قرار بدبد